السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
214
تفسير الميزان ( فارسي )
مىكند ، مانند كلمه « جلسة » - به كسر جيم - كه به معناى نوعى نشستن است . مفسرين « 1 » كلمه « نعمة » را در اين آيه تفسير كردهاند به آنچه كه وسيله تنعم است و اين تفسير با كلمه « ترك » مناسبتر است . و كلمه « فاكهين » از ماده « فكاهة » به معناى حديث نفس گرفته شده ، و شايد مراد از آن در اينجا تمتع باشد ، همانطور كه مردم از فاكهه ( انواع ميوه ها ) تمتع مىبرند . و كلمه « كذلك » به قول بعضى از مفسرين « 2 » به معناى « الامر كذلك - مطلب از اين قرار است » مىباشد . بعضى « 3 » - ديگر گفتهاند : معنايش اين است كه ما در باره هر كه بخواهيم هلاكش كنيم اين چنين عمل مىكنيم . و بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : كلمه مذكور اشاره است به بيرون راندنى كه از كلام سابق استفاده مىشد ، و معنايش اين است كه ما اين طور ايشان را از مصر بيرون رانديم . ممكن هم هست كلمه « كذلك » حال باشد از مفعول كلمه « تركوا » كه حذف شده و معنايش اين است كه : بسيارى از چيزها را به حال خود ترك كردند و رفتند - و خدا داناتر است . * ( « وَأَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ » ) * ضمير « ها » به مفعول « تركوا » كه گفتيم حذف شده و با جمله « من جنات » بيان شده برمىگردد ، و معناى جمله روشن است . * ( « فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَالأَرْضُ وَما كانُوا مُنْظَرِينَ » ) * نه آسمان به حال آنان گريه كرد و نه زمين و نه خدا مهلتشان داد . منظور از گريه كردن آسمان و زمين بر چيزى كه فوت شده كنايه از اين است كه آسمان و زمين از فوت و نابودى آن تغيير حالت نمىدهند و متاثر نمىشوند . و در آيه مورد بحث هم كنايه است از اينكه هلاكت قوم فرعون هيچ اهميتى براى خدا نداشت ، چون در درگاه خدا خوار و بى مقدار بودند . و به همين جهت هلاكتشان هيچ اثرى در عالم نداشت . و جمله * ( « وَما كانُوا مُنْظَرِينَ » ) * كنايه است از سرعت جريان قضاى الهى و قهر ربوبى در باره آنان ، و اينكه هيچ مانعى جلو اين جريان را نگرفت ، و هيچ چيزى چاره آن را نكرد و آن را بر طرف نساخت تا به وسيله يكى از اين امور تاخيرى در قضاى الهى رخ دهد .
--> ( 1 و 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 123 . ( 4 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 276 .